میلاد با سعادت حضرت علی اکبر علیه السلام مبارک

حکایت برخورد مجنون با صیادی که می خواست  آهو شکار کند

خویش را بر پای صیاد اوفکند

دست او بگرفت و گفت آن مستمند

گر تو را بر قتل این آهوست خوش

پیش از این آهو مرا اول بکش

گفت صیادش که ای شوریده حال

مهر تو از چه روست با این غزال

گفت آهو را ندانم از چه دوست

که شبیه چشم لیلی چشم اوست

چون پیمبر بود وجه ذوالجلال

بد علی اکبر شبیهش در جمال

داشتی زین رو حسین ابن علی

با جمال آن پسر عشق جلی

روز عاشورا چو هنگام قتال

در کف صیاد اوفتاد آن غزال

خواست تا صیاد قتل آن پسر

همچو مجنونش حسین آمد به سر

گفت ای صیاد از بهر خدا

این غزالم را مکن از من جدا

هی مکش او را که او جان من است

حسن او چون حسن جانان من است

وجه او مرات نور سرمد است

صورت و سیرت شبیه احمد است

حسین جان ، علی اکبرت

می نکن محروم ما را از درت

قسمتم کن تا بیایم در برت

در بغل گیرم قبر اکبرت

/ 0 نظر / 42 بازدید