به پرده بود جمال جمیل عزو جل به خویش خواست کند جلوه ای به صبح ازل عمان سامانی - yadekhooban( یاد خوبان )

yadekhooban( یاد خوبان )
نویسنده: یاد خوبان - ۱۳٩٠/۱٢/٢٥

به پرده بود جمال جمیل عز و جل

به خویش خواست کند جلوه ای به صبح ازل

چو خواست آنکه جمال جمیل بنماید

علی شد آینه خیرالکلام قل و دل 

به چشم خود بین در آینه مشاهده کرد

بدید خود را بی ضدّ و ندّ و شبه و بدل

مقدس ازلی از چه ؟ از حدوث و نقوص 

منزّه ابدی از چه ؟ از عیوب و علل

از آ ن مشاهده ، مشهود گشت ، عشق بدیع

مطول است معانی ، بیان آن اطول

چگونه عشقی ، درّنده ی تمام حجب

چگونه عشقی ، سوزنده ی تمام ملل 

به جستجوی محل ، ساز بی قراری کرد

که تا قرار بگیرد ، ولی ندید محل

یکی نبود که چون جان بگیردش به کنار

یکی نبود که چون جان ، کشاندش به بغل

امانتی شد و از بهر امتحان شد عرض

ز شاهد ازلی ، کردگار عز و جل

زکاینات ، ز عالِم گرفته تا جاهل

ز ممکنات ، ز اَعلی گرفته تا اسفل 

ز قدسیان سما تا به عرش و لوح و قلم

زساکنان زمین تا به بر و بحر و جبل

بقدر همت خود هر یکی «بلی » گفتند

از آن متاع ربودند ، اگر چه یک خردل

قبول کثرت و قلّت مگر که باعث گشت

که مشتری شده مسعود و نحس مانده زحل!
عمان سامانی 

 

 

یاد خوبان
ضمن عرض تشکر از بازدید شما ؛ امیدوارم مطالب درج شده برایتان مفید باشد و انشاء الله از نظراتتان در جهت بهبود بهره مند شوم . لازم به توضیح است انتشار نظرات بنا به مصالحی فعلا مقدور نمی باشد که از این بابت قبلا عذر خواهی می کنم. ضمن اینکه کپی برداری از عکس ها و مطالب چه با ذکر نام یا بدون ذکر آن مجاز و باعث افتخار می باشد. یا علی
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :