یادم ز وفای اشجع الناس آید وز چشم ترم سوده ی الماس آید - yadekhooban( یاد خوبان )

yadekhooban( یاد خوبان )
نویسنده: یاد خوبان - ۱۳٩۱/۳/٢٤

 

میراب آب

عشاق چون به درگه معشوق رو کنند

از آب دیدگان ، تن خود شستشو کنند

اول قدم ز جان و سرخویش بگذرند

وز خون دل تهیه ی غسل و وضو کنند

از تیغ دوست بر تنشان زخمی ار رسد

آن زخم را ز سوزن مژگان رفو  کنند

هر تیر آبدار که آید زشست دوست

آن تیر را بسینه ی سوزان فرو کنند

قربان عاشقی که شهیدان کوی عشق

در روز حشر رتبه ى او آرزو کنند

عباس نامدار که شاهان روزگار

از خاک کوی او طلب آبرو کنند

میراب آب بود ،   لب تشنه جان سپرد

میخواست آب کوثرش اندر گلو کنند

بی دست رفت ، داد خدا دست خود به وی

آنان که منکرند بگو روبرو کنند

گر دست او نه دست خدائیست پس چرا

باب الحوائج اش همه جا گفتگو کنند

درگاه او چو قبله ارباب حاجت است

از شاه تاگدا همه روسوی او کنند

یاد خوبان
ضمن عرض تشکر از بازدید شما ؛ امیدوارم مطالب درج شده برایتان مفید باشد و انشاء الله از نظراتتان در جهت بهبود بهره مند شوم . لازم به توضیح است انتشار نظرات بنا به مصالحی فعلا مقدور نمی باشد که از این بابت قبلا عذر خواهی می کنم. ضمن اینکه کپی برداری از عکس ها و مطالب چه با ذکر نام یا بدون ذکر آن مجاز و باعث افتخار می باشد. یا علی
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :